قصه من در خانواده ی شوهرم: یه گربه آروم ومهربون بین گربه ها زندگی میکردمظلوم بود گربه ها اونو اذیت میکردن هیچی نمیگفت تا بین گربه ها مسابقه شد ک کی بیشتر میتونه بدوه گربه ی مظلوم برنده شد همه با تعجب گفتن تو چطور تونستی برنده بشی اونم با بغض گفت من پلنگم.. ولی روزگار این بلا سرم آورد که بین گربه ها دارم زندگی میکنم
قصه من در خانواده ی شوهرم: یه گربه آروم ومهربون بین گربه ها زندگی میکردمظلوم بود گربه ها اونو اذیت میکردن هیچی نمیگفت تا بین گربه ها مسابقه شد ک کی بیشتر میتونه بدوه گربه ی مظلوم برنده شد همه با تعجب گفتن تو چطور تونستی برنده بشی اونم با بغض گفت من پلنگم.. ولی روزگار این بلا سرم آورد که بین گربه ها دارم زندگی میکنم
تازه همین پوشکی که گفتی از وسایلی هس که حتی تو زلزله ایناهم کم پیدا و باارزش میشه یا نوار بهداشتی.شاید باور نکنی ولی تو زلزله یکی از چیزهایی که خبر میدن مردم کمک رسانی کنن همین نواربهداشتیه حتی بیشتر ازپتو.من از یه مامور امداد اینو شنیدم
سود جو چیه قیمت مصالح رو به فلک کشیده خواهرم میخاد خونه بخره باهاش ۲ هفته است داریم املاکی ها را میگ ...
گفتم دیگه سودجوان الان تمام ملک دست املاکیا هست که اونام به خاطر منفعت بیشتر وسهم بیشتر دارن الکی گرون میکنن.حرف من نیس یه سرچ ساده درمورد اقتصاد و جامعه شناسی بزنی برات توضیح میده
آره عزیرم خواهرم میخاد خونه بخره ۲ هفته است باهاش تو املاکی ها هستم یه سرچ هم بزنی تو دیوار میبینی
من که دیوار محله خودمونو میبینم ارزونه
عین یه سال پیش
قصه من در خانواده ی شوهرم: یه گربه آروم ومهربون بین گربه ها زندگی میکردمظلوم بود گربه ها اونو اذیت میکردن هیچی نمیگفت تا بین گربه ها مسابقه شد ک کی بیشتر میتونه بدوه گربه ی مظلوم برنده شد همه با تعجب گفتن تو چطور تونستی برنده بشی اونم با بغض گفت من پلنگم.. ولی روزگار این بلا سرم آورد که بین گربه ها دارم زندگی میکنم