منو پسرداییم از همون کوچیکی همو دوست داشتیم،یعنی اون یه جورایی عشق اولم بود.
چند سال پیش اتفاقایی پیش اومد که ازش متنفر شدم و بعد یه مدت دیگه هیچ حسی بهش نداشتم بعد چن ماه پیش که کنکور دادم خیلی اتفاقی باهم چت کردیم اولش باهاش خوب صحبت نکردم ولی بعدش که یکم برام توضیح داد و سوء تفاهم های گذشته رو توجیح کرد منم باهاش خوب شدم ولی دلیلی نداشت دوباره دوسش داشته باشم چون هم بزرگ تر و پخته تر شده بودم هم توقعم رفته بود بالاتر .خلاصه داشتیم چت میکردیم که گفت یه درخواستی دارم منم سریع گفتم من قصد ازدواج ندارم اونم گف نه به خدا اون درخواست مال طرفا عیده،فرداش ازم پرسید کلا قصد ازدواج نداری یا با من نداری؟گفتم هردوش اونم خیلی ناراحت شد یه چن روزی چت کردیم و بهش گفتم دیگه پیام نده تا ببینیم در اینده چی پیش میاد بعد چن ماه من خودم دلم براش تنگ شد و دوباره بهش پیام دادم...الان دوباره دوسش دارم هرچند علاقم مثل قبل دیوانه وار نیست.حالا ما قصد ازدواج داریم ولی یه مشکل خیلی بزرگ هست اونم اینه که من و خانوادم مذهبی هستیم و اگه پسرداییم که نه نماز میخونه و نه اسلامو قبول داره بیاد خواستگاریم عمرا بابام قبول کنه
به نظرتون من چیکار کنم؟؟
چندین بار سر اعتقاداتمون بحث کردیم فقط به جنگ و دعوا و ناراحتی خطم شد
وقتی ازش میپرسم دینت چیه میگه انسانیت
خیلیم طرفدار کوروشه
یه بارم بهش گفتم نماز بخونه یه چن روز خوند باباش از تعجب شاخ دراورد:)))
ولی خب چه فایده نمازشو برا من میخوند نه خدا
پس هیچ فایده ای نداشت
من نمیتونم اجبارش کنم اون خودش باید به چیزی اعتقاد پیدا کنه که متاسفانه هرکاری کردم نشد
ناگفته نماد خیلی پسر خوش اخلاق و خوبیه هرچند یکم جلف بازی در میاره ولی درکل پسر خوبیه
همش میخواد بیاد خواستگاری هی بهش میگم زوده بزار کنکورمو بدم بعد(امسال پشت کنکوریم)
یه خواستگار اومده بود برام وضع مالی توپ بورسیه ،خونه هم داشت ،مذهبی و سربه زیر ،مودب...ولی به دلم نمینشست.خانوادم گیر داده بودن چرا قبول نمیکنی این خواستگاره الان دوساله منتظره منم سه بار دارم جواب منفی میدم(یعنی قبل از رابطه منو پسرداییم این خواستگار بودش جواب منفی من ربطی به پسر داییم نداره)
حالا مثلا من با یه همچین خواستگارایی و توقعاتی وقتی پسرداییم اومد قبول کردم خانوادم نمیگن خاک توسرت
هنوزم دو دلم قبول کنم یا نه ولی پسر داییم خیلییی دوسم داره منم دوسش دارم و از خیلی ملاک هام صرف نظر کردم ولی اون اختلاف اعتقادات رو چیکارش کنم؟لطفا کمکم کنید چیکار کنم؟؟