2777
2789

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

وای همینو براش نوشتم بعد تو نوشتی

ارهه دیدمم منم اتفاقا تلپاتی داریم فکر کنم🌚😂

اسم پسرک تو پروفایلم حنظله هست. توصیف خالق این تصویر درباره امضای کاریکاتوریش شنیدنیه... حنظله امضای من است. هر کجا میروم یا در هر ملاقاتم همه از او میپرسند. من در یک گرداب این کودک را متولد کردم و بعد به مردم تقدیمش کردم. اسم او حنظله است و به مردم قول داده تا جز حقیقت نبیند و نگوید. من او را به شکل کودک نا زیبایی رسم کردم. موهایش شبیه جوجه تیغی است. حنظله چاق نیست، شاد نیست، آرام نیست، و هرگز شبیه کودکان نازپرورده هم نمیباشد او پا برهنه است؛ مانند تمامی کودکان مهاجر به اردوگاه ها. او برای من یک نشانه است که مرا از ارتکاب هر اشتباهی باز میدارد. دستان او در پشت سرش به هم جفت شده اند که شاید نشانی از عدم پذیرش باشد.

وای ارهه بیابریم تو تاپیک های جدیدالبته تاپیک هایی ک حالشون بد هست یا قضیشون جدی نهفان بشه

اوکیه من هستم پست جذاشتی اسم تاپیک بگو من بیام سوالمو بپرسم😎

اسم پسرک تو پروفایلم حنظله هست. توصیف خالق این تصویر درباره امضای کاریکاتوریش شنیدنیه... حنظله امضای من است. هر کجا میروم یا در هر ملاقاتم همه از او میپرسند. من در یک گرداب این کودک را متولد کردم و بعد به مردم تقدیمش کردم. اسم او حنظله است و به مردم قول داده تا جز حقیقت نبیند و نگوید. من او را به شکل کودک نا زیبایی رسم کردم. موهایش شبیه جوجه تیغی است. حنظله چاق نیست، شاد نیست، آرام نیست، و هرگز شبیه کودکان نازپرورده هم نمیباشد او پا برهنه است؛ مانند تمامی کودکان مهاجر به اردوگاه ها. او برای من یک نشانه است که مرا از ارتکاب هر اشتباهی باز میدارد. دستان او در پشت سرش به هم جفت شده اند که شاید نشانی از عدم پذیرش باشد.

عجب دنیای کوچیکیهتو تاپیک دیگه دعوامون نشه صلوات

وایی 😂

یه بار همچین اتفاقی برام افتاد

با طرف این ور دوست شده بودم اونور دعواا کرده بودیم

تاپیکه ترجید خداروشکر امیدوارم متوجه نشده باشه اون من بودم😂😂🤣

اسم پسرک تو پروفایلم حنظله هست. توصیف خالق این تصویر درباره امضای کاریکاتوریش شنیدنیه... حنظله امضای من است. هر کجا میروم یا در هر ملاقاتم همه از او میپرسند. من در یک گرداب این کودک را متولد کردم و بعد به مردم تقدیمش کردم. اسم او حنظله است و به مردم قول داده تا جز حقیقت نبیند و نگوید. من او را به شکل کودک نا زیبایی رسم کردم. موهایش شبیه جوجه تیغی است. حنظله چاق نیست، شاد نیست، آرام نیست، و هرگز شبیه کودکان نازپرورده هم نمیباشد او پا برهنه است؛ مانند تمامی کودکان مهاجر به اردوگاه ها. او برای من یک نشانه است که مرا از ارتکاب هر اشتباهی باز میدارد. دستان او در پشت سرش به هم جفت شده اند که شاید نشانی از عدم پذیرش باشد.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز