مغزم نمیکشه دیگه نمیدونم واقعا چطوری رفتار بکنم با ادما، من یه دوره ای خیلی گارد داشتم هنوزم هست یکم خیلی گارد داشتم البته فقط به خاطره محافظت از خودم و احساساتم بود من تو مدرسه شاید گرم بگیرم و اینا ولی باهاشون نمیموندم میگفتم شاید خوششون نیاد من برم پیششون چون چندتا تجربه بدم دارم یادم برای ورزش تو مدرسه من رفتم با یه اکیپ باهاشون بازی کنم بعد یکیشون گفت ما میخوایم خودمون سه تا باشیم بعد من خیلی ناراحت شدم و کلا تو جامعه هم خیلی با من اینطوری رفتار میشه منو نادیده میگیرن یا کم میگیرن یا انگار خوششون نمیاد از من بعد من حس تنهایی زیادی دارم چون کلا هیچکسم ندارم تو زندگیم بعد جامعه هم همیشه انگار از من تنفر داشتن واقعا نمیدونم چرا اینطوری با من رفتار میشه خسته شدم دیگه حس محبوب نبودن دارم همیشه یه خاطره همین فاصله میگیرم از اداما میگم شاید خوششون نیاد از من یا باهاشون باشم قبلا اینطوری رفتار میکردم همیشه تنها بودم الان تاکتیکو عوص کردم میرم پیش ادما تقریبا یعنی پنجاه درصد موفقیت امیز بوده ولی هنوز گارده هست یا هنوز اون حسا هست و هنوزم نادیده گرفتنه هست نمیدونم واقعا دیگه اونطوری رفتار کردم نتیجه رو دیدم تنها شدم اینطوریم رفتار میکنم تنهاییه کم شده ولی بازم حس بدی بهم میدن نظرتون چیه؟
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.