شوهرم همیشه دلمو میشکنه مثلا خانوادم مسخره میکنه یا خودم و کوچیک میکنه.. مثلا داداش خودش خونش پشت قوارست اون روز واسه دخترداداشش خواستگار میرفت به من میگفت آخه زشته جلوی خواستگار خونه شدن کوچیک و اینا ..بعدش گفت این من بودم که اومدم تو رو از کوچه پس کوچه های پایین شهر گرفتم بقیه مردم اینطوری نیستن .با این که بنظرش حرفش چیزی نیست ولی واقعا به قلبم فشار میاد فقط میخندم آره توراست میگی. یا کلا هر مسئله ای از من مایه میزاره...من خودم اصلا اینجوری نیستم همیشه سعی میکنم کرامت آدما رو نگه دارم دلم نمیاد دل کسی و بشکنم
مگر چه میخواستم از وطن؟؟ جز لقمه ای نان و خیالی آسوده /چه میخواستم؟؟جز تکه ای آفتاب و بارانی که آهسته ببارد/ جز پنجره ای که رو به عشق گشوده شود/ مگر چه میخواستم از وطن که از من دریغش کرد 😞