شوهرم همیشه دلمو میشکنه مثلا خانوادم مسخره میکنه یا خودم و کوچیک میکنه.. مثلا داداش خودش خونش پشت قوارست اون روز واسه دخترداداشش خواستگار میرفت به من میگفت آخه زشته جلوی خواستگار خونه شدن کوچیک و اینا ..بعدش گفت این من بودم که اومدم تو رو از کوچه پس کوچه های پایین شهر گرفتم بقیه مردم اینطوری نیستن .با این که بنظرش حرفش چیزی نیست ولی واقعا به قلبم فشار میاد فقط میخندم آره توراست میگی. یا کلا هر مسئله ای از من مایه میزاره...من خودم اصلا اینجوری نیستم همیشه سعی میکنم کرامت آدما رو نگه دارم دلم نمیاد دل کسی و بشکنم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
مگر چه میخواستم از وطن؟؟ جز لقمه ای نان و خیالی آسوده /چه میخواستم؟؟جز تکه ای آفتاب و بارانی که آهسته ببارد/ جز پنجره ای که رو به عشق گشوده شود/ مگر چه میخواستم از وطن که از من دریغش کرد 😞