استارتر من تاپیک جدیدت و خوندم بسته بودی اینجا پست میزارم. پستمو با دقت بخون
.کاملااا درکت میکنم و حق داری و خودم یه جورایی شبیه خودت بودم پدرشوهرم اینا تا این حد بودن که برای خواهرشوهرم سر عقد خونه خریدن ولی به ما حتی کمکی نکردن با اینکه همسرم بسیار توی پیشرفت کاری پدرش نقش داشته.موقع کار و مریضی یاد ما میفتن دائم البته میگن بیاید سر بزنید ولی دلسوزی که برا دختره دارن قابل مقایسه با ما نیست حتی برا پسر خودشونم دلسوزی چندانی ندارن
فقط با این تفاوت که ما توی دوتاشهر هستیم که یک ساعت فاصله داریم همیشه گفتم اگر توی یه شهر بودیم کار من به طلاق میرسید .چون خودم شرایط تورو داشتم میدونم مشکل شما در اصل بی محبتی خانواده ی همسرته و پشتوانه نبودن همسرت برای شما و اینکه طرف خانواده شو می گیره وگرنه تخت و اینا بهونه است. ادامه اش هم الان میگم