پدرشوهر من اخلاقای خاصی داشت اذیت زیاد میکرد اما خواهرشورم مثلا همیشه طرف باباشو میگرفت من میومدم میگفتم بابای من بین عروس و دختر فرقی نمیزارن به هردوتامون عیدی میده یلدایی میده محبت میکنه اما اونا انگار نه انگار جلوی من به دخترشون کادو میدادن و حسابی پشت هم بودن و دل من براشون اهمیتی نداشت
امااااا خدا جای حق نشسته پس تو هم به امید اون روز بمون پدرشوهرم که بسیار سالم و سرحال بود در اوج غرور دوسال پیش سرطان گرفت و بعد کلی مریضی دو ماه پیش فوت شد.
نه اینکه از مریضیش خوشحال بودم نه ولی برام اهمیتی هم نداشت درصورتی که اگر پدرشوهر خوبی بود بهم محبت داشت فرق نمیزاشت خیلی برام فرق میکرد حتی یه بارم برای خوب شدنش دعا نکردم خلاصه اون فوت کرد و چقدرمامان و پدر و دختر پشت هم بودن فقط بسپار به خدا که خودش همه چیو درست میکنه ...