2777
2789
عنوان

من اشتباه فکر میکنم

116 بازدید | 13 پست

تو دوران جنگ رفتیم ویلای یکی از فامیلا که اونجا فامیلای خیلی دور هم بودن

من ۱۶ سالمه اونجا چند تا جوون بودن که من شبا باهاشون مار پله و منچ بازی میکردم

دوتاشون پسردایی هام یکیشون فامیل پسر داییام که تاحالا ندیده بودمش و ۲۵ سالش بود

اونجا خیلی بهم گیر میداد که بیا بازی کنیم و اینا من یوقتایی نمیرفتم ناراحت میشد ولی هی نادیده میگرفتم

یه شب به بهونه اینکه گوشیش گمشده و ... منو مجبور کرد بهش زنگ بزنم و یجوری شمارمو گرفت

جنگ که تموم شد برگشتیم تا حدود یک هفته بعدش هر شب به من مسیج میداد و یسری بحثای چرت باز میکرد که نمیدونم دلم برا مسخره بازیات تنگ شده وی پی ان ندارم بیا با هم یدونه بخریم و...

منم کلا اینجوری بودم که من چه صنمی با تو دارم خلاصه یه شب خیلی سرد باهاش حرف زدم تا ولم کنه تو این دورانم به مامانم مبگفتم میگفت فک میکنه بچه ای میخواد سرتو گرم کنه جدی نگیر و...

تا چند روز پیش با هم حرف نزده بودیم کلا از اخرین باری که من سرد جوابشو دادم فقط چند بار ساعتای ۳ شب تو تلگرام مسیج میداد منم نوتیفشو میدیدم ولی نمیرفتم جواب بدم بعدش میدیدم که پاک کرده

چند روز پیش باز مسیج داد ساعت ۳ اینبار من رفتم جوابشو دادم

خیلی چرت و پرت میگفت

نمیدونم بیا پایین ببینمت من گفتم من ۱۶ سالمه من نمیتونم بیام بیرون این ساعت ازش پرسیدم خونه مارو از کجا بلدی گفت میدونم دیگه

گفت دلم برات تنگ شده

نمیدونم عکستو بفرست ببینمت و...

که من دیگه خیلی عصبانی شدم و خواهرمو صدا کردم و اون حسابشو رسید(از جانب من)

حالا من و خواهرم فکر میکنیم که از من خوشش اومده بود اما مامانم مبگه نه بچه ی اسکلیه بخاطر همین اینجوریه

دوستم میگه دختر ندیدس و فلان

بنظرتون واقعا خوشش میومد ازم و کارش درسته کلا نظرتون چیه؟

من واقعا موذب میشم که فکر میکنم ادم به این بزرگی از من که هنوز بچم خوشش میاد :/

🦁🌞

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

چقدر عاقلی دختر خوشمان آمد

چشم هایمان را بستیم ، افسارمان را دادیم دست قدرتمندان تا آنها مارا هدایت کنند ، اینکار را هم کردیم چون دیدیم یک گله گوسفند دیگر هم همینکار را کرده ؛ با خود درنگ نکردیم راهی که دارم میروم چیست ، برایمان مهم این بود طرف مقابلمان بلد باشد روضه بخواند ، روضه های سوزناک از اتفاقات جهان ، عقل و تحلیل و منطق و مطالعه بروند به درک سیاه . مکررا در تاریخ همین بودیم ، همین بودنمان هم شد خون دلی که پارسایان از دست ما خوردند و حالا هم دارند میخورند ، آه جگر سوخته ی آنها بر گردن تک تک ماست ، مایی که نمیدانیم از چه حرف میزنیم فقط چنان انسان های درون غار افلاطون به سایه ها مینگریم و گمان میکنیم اینها همان حقیقت اند ؛ جالب است با همان زنجیر های جهل بر سر و گردنمان فریاد دانایی بر سر دیگری بر می آوریم ، حال آنکه نادان ماییم . ای انسان به خود بیا ، آگاهی در جهان مدرن امروز در منجلاب بین دنیای مجازی و حقیقی دارد غرق میشود . آگاهی ، سواد الفبای کلاس اول یا حتی کتاب های سال آخر نیستند که مدرسه مانند لقمه ای آماده نوش جانت کرده باشد؛ تو باید به جستجویش بروی . نگاه کن ! چه چیزی در تمام زمان از خلقت آدم ابوالبشر تا حالی که تو داری این نوشته را میخوانی باعث شده بارها و بارها تاریخ تکرار شود؟باعث شده جوامع بازهم به زوال گرفتار شوند؟ اتحاد ها تجزیه شوند؟ غلبه ی جهل اکثریت بر اقلیت آگاه . همین مسئله باعث سیاهی هایی شد که در کتاب قطور تاریخ میبینیم ، تاریخی که آینه ی گذشتگان شد برای ما و ماهم آینه ای میشویم برای آیندگان . تصویر ما چگونه خواهد بود ؟ تصویری که میدرخشد یا تصویری که کوراندیشی آن را کدر کرده ؟ «ز.گ»

نه دختر چرا زشت باشه تعارف نداری که مزاحمه پس باید بلاک کنی حالا میخواد فامیل باشه یا غریبه فرقی ندا ...

راستش اینبار نکردم خواهرم میگه اگه یبار دیگه چیزی گفت بلاک کن مامانمم میگه دفعه بعد به پسر داییام و زن داییم بگیم

🦁🌞

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز