اون سالی که تولد گرفتم با خواهر شوهرم یه جفت پارچ ولیوان خریدن ولی من جبران کردم بخدا برا خودش و شوهرش تولد امسالمم یه پیام داد همین ولی میدونم نگفته تولد که دس خالی برم ضایع شم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
من جاریمو برا تولدم دعوت کردم خودش و شوهرشو پسرش اومدن ی شال هشت تومنی اوردن,
باز خوبه ...
تولد دختر من ، پدر شوهر مادر شوهر و دوتا دختراش و پسرش اومدن ، ولی کادو ندادن .... اصلا هم برو خودشون نیاوردن .... منم عمرا تولد بگیرم دیکه... کوفت بخورن والا ...
پروردگارا ! آنچه طاقت تحمل آن را نداريم ،بر ما مقرر مدار ... سوره بقره ، آیه 286
من ک درس عبرت شد برام... ازین ببعد تولد میگیرم برای بچه هام اونا رو هم دعوت نمیکنم ... همون خرج شام و کیک و بستنی و میوه و... رو براشون یا پس انداز میکنم یا یه چی خوب میخرم م براشون بمونه... ن که تو شکم کارد خورده خانواده شوهرم بکنم.... والاااااا
پروردگارا ! آنچه طاقت تحمل آن را نداريم ،بر ما مقرر مدار ... سوره بقره ، آیه 286