از وقتی ۱۰ سالم بود تا الان ک ۱۹ سالم مامانم داشته به بابام خیانت میکرده نه فقط با یک نفر چندین نفر مختلف حتی همزمان با چند نفر بدترین چتا و تماسا و ازش دیدم و شنیدم (دیگه خودتون حتما متوجه میشید منظورمو)
اینکه سه چهار بار تا حالا بابام فهمیده
اینکه ثانیه به ثانیه زندگیم با استرس این گذشته که نکنه دوباره بفهمه زندگیمون خراب بش
اینکه منه ۱۳ ۱۴ ساله پیش خدا زجه میزدم التماسشو میکردم چرا؟ چون دوسپسرش تهدیدش میکرد عکسا و فیلمای بدشو پخش میکنه
از نظر مالی اوکی نیسیم در حدی که منه ۱۹ ساله نهایتش ماهی دوبار برم بیرون بخام ۲۰۰ تومن خرج کنم
هیچی پول تو جیبی نمیگیرم
ولی مامانم رفته بود برا دوستپسرش تو یک شب ۳.۵ میلیون پول خرج کرده بود
همین یکی دو هفته پیش
میخاسم بگم خستم خیلیی خستم
اسم تاپیکو گذاشتم نمیدونم
چون حس کردم ایونقدر رنج دیدم که هیچ توصیف و اسمی براش نیست