2777
2789
عنوان

بعد ازدواج

216 بازدید | 29 پست

من وقتی ازدواج کردم شوهرم اهل ی شهر دیگه بود وبخاطر شوهرم اومدم ی شهر غریب زندگی کردم اینجا هم هیچ دوستی ندارم از صبح تا عصر تنها خونه ام ، شوهرمم وقتی میاد میخوابه بعدشم گوشی و تلویزیون بعدشم میخوابه دوباره ، از تنهایی دارم دق می کنم امروز باهاش دعوا کردم گفتم وقتی میایی دو کلمه با من حرف نمیزنی و...،ته اش گفت فقط قیافه ات خوبه وگرنه زنانگی نداری که بدونی من الان خسته ام و باهام بحث نکنی من فقط بلدم کار کنم چیز دیگه ای بلد نیستم حقیقتا حس می کنم قلبم له شد

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

حرفش کاملا اشتباه بوده ها ولی خب دعوا نکن خودت رو هم نیاز مند حرف زدن باهاش نشون نده ی فیلم دان کن بشین کنارش توی سکوت ببین نمیدونم نوازشش کن بخدا اثری ک این کارا دارن صد تا دعوا و حرف نداره

ببینم خوشبختی تو؟؟!      یه چی که حالتو خوش کنه داری؟  

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792