در حد خواستگاریه فقط اومدن رفتن
(از قبل با خواستگارم دوست بودم )
همه چی اوکی بود
الان این اقا یکی دو باره با فاصله زیاد میگه بیا یکم رابط داشته باشیم
گفتم یعنی چی
گفت چی میشه مگه
گفتم من اینکاره نیستم
ایشالا عقد کردیم ازدواج کردیم
گفت اون که اره
بعد بهم گفت من ک ادم لاشی نیستم بزن در و باشم
اما چون دختر نیستی گفتم
گفتم هیچ ربطی نداره این اتفاق زمانی میوفته ک من زن شما باشم
دیگه ام ادامه نده
گفت باشه می دونم چی میگی ناراخت نباش
می دونم اگ کاری با تو بکنم خدا سر ناموس خودم میاره سر خواهر خودم میاره
گفت تو یه تیکه از وجودم شدی
من صبر می کنم برات
گفتم همینطورم باید باشه
واقعا چون ازدواج دوممونو بابذ تا قبل از ازدواج حتما این خطارو کنم امتحان کنن مارو ؟
عجیبه بخدا