2777
2789
عنوان

ازدواج

240 بازدید | 11 پست

خیلی دلم گرفته، تو خونواده من شدیدا این قانون اول ازدواج دختر بزرگتر وجود داشت. فاصله سنیمون خیلی کمه ولی فرقی نداشت کلا خواهرم اجازه نمیداد جلوش حتی حرف اومدن خواستگار واسم بشه و خونوادمم پشتش حمایت میکردن. بالاخره تازگی ازدواج کرد . از بعدش گفتن خب حالا واسه تو میشه. الان من نزدیک ۳۰ سالمه دیگه حس میکنم هیییچ ذوقی ندارم همه دوستام از چندسال پیش همش میگفتن لباس بخریم خواستگار داریم ولی من اجازه نداشتم😂الانم اون دامادشونو گذاشتن رو سرشون فکر میکنن آسمون سوراخ شده. کلا حس بدی دارم هرکیم این مدت اومده بود مدام با اون دامادشون مقایسه میکردن از همه نظر کلا اعتماد به نفسم اومده پایین. عصبی میشم حس میکنم باعث این حسم خودشونن بعد خیلیم به چشمشون اومده.حتی دوس ندارم درمورد ازدواجم یا اگه کسی باشه باهاشون حرف بزنم حس میکنم من مهم نبودم. تجربه مشابه داشتید؟

من برای دخترم که امسال کنکوریه خیلی آکادمی‌ها رو بررسی کردم، آکادمی مهر رو هم دیدم، چیزی که برام جالب بود تعداد زیاد رتبه‌های برترشه. ظاهراً رکورددار بیشترین تعداد رتبه‌های برتر کشوره.

گفتم اینجا هم معرفی کنم شاید به درد مامان‌هایی بخوره که بچه‌شون کنکوریه 🌱

mehredu.com

رسمه دیگه حالا خدا رو شکر خواهرت ازدواج کرد اگه می موند بد میشد برات سنتم خیلی خوبه مطمئن باش زودتر ازدواج میکردی به احتمال زیاد پشیمون میشدی الان تو بهترین سن هستی.

حق داری

من تجربه ی مشابه به این شکل ندارم اما خواهر بزرگ ترم میگه تا من عقدم تو نباید به عقد کردن فکر کنی. خودش سه ساله عقده

ولی خواهرم خیلی بی جا کرد. حالم از خودش و شوهرش بهم میخوره فک میکننه ... اسمون دریده این ... افتاده پایین. حالا مفت دامادمونم گرونه

رسمه دیگه حالا خدا رو شکر خواهرت ازدواج کرد اگه می موند بد میشد برات سنتم خیلی خوبه مطمئن باش زودتر ...

این رسم زیادی قدیمیه. تمام دوستام ازدواج کردن به راحتی و خونوادشون همچین رسمی نداشت. بعضی وقتا همینجوری فکر میکنم که شاید بهتره واسم نتیجش

اره به فکر خودمم دیگه، تفکرمو رو کدوم بخش عوض کنم مثلا

خواهرم فلانه.

دوستام بهمانن

حسش نیس

دمادشون فلانه

به این چیزا فکر نکن

مقایسه نکن

تو یه ادمی حق زندگی داری

شاید اونا یه روز غبطه تورو خوردن

به تاپیکای مفیدم سر بزنین و نظر بدین با تشکر

حق داریمن تجربه ی مشابه به این شکل ندارم اما خواهر بزرگ ترم میگه تا من عقدم تو نباید به عقد کردن فکر ...

پس درک میکنی چی میگم. جالب اینه از وقتی ازدواج کرده تحمل حرف زدن درمورد ازدواج من و داره و مثلا با هوشحالی میگه. که بدتر عصبی میشم. شوهرشم که خونوادم فکر میکنن اسمون سوراخ شده این اومده

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2838
2834
2835
2108