وسواس فکری خیلی وحشتناکه تا حالا اینقدر از چیزی وحشت نکرده بودم اون افکار منو وادار میکردند که با اعداد خاصی کار خاصی رو تکرار کنم و تمومی نداشت انگار نمیخواست تموم بشه هرچقدر با خودم حرف میزدم قانع میکردم خودمو که با این کارای بیهوده داری نابود میشی ولی نه وقت عمل دوباره تکرار به چشمهای خودم اعتماد نداشتم میدیدم که تمیزه ولی ذهن من میگفت نه چشم هات اشتباه میکنن و مجبورم میکرد چندین و چندین بار یه کار رو خراب کنم و درست کنم ولی تمومی نداشت انگار تو یه برزخ گیر کرده بودم الان مثل وحشت زده ها شدم میترسم دوباره اتفاق بیوفته دوباره گیر کنم تو زندان ذهنم