سلام من مشکلاتی با همسرم دارم تاپیک های قبلی توضیح دادم. چندساله من پشت ازمون هستم ولی خودم جدی نمیخوندم هی شل کن سفت کن بودم. شوهرمم میدید اینطوریه میگفت بخون دیگه چرا نمیخونی فلان.یه منتی هم سرم میذاشت ک فقط بلدی کتاب بخری و درس نخونی.حالا ک مشکلات ما دوماهه خیلی زیاد شده و من جدی میخوام بشینم درس بخونم میگه حق نداری درس بخونی حق نداری از خونه بری بیرون .حتی یه پیاده روی ساده هم نمیذاره برم .میگه پاتو از خونه حق نداری بذاری بیرون. الان موندم چیکار کنم بخدا.مشاور میگفت وقتی اینطوری میگه اصلا گوش نکن و کار خودتو بکن بذار بفهمه جدی هستی. ولی میترسم اینکارو کنم بزنه داغونم کنه
بیشتر ازاین ناراحتم ک تو این سالها میدونست من اعتیاد دارم ولی به روی خودش نیاورد و گذاشت قشنگ من تو ...
درسته که اون هم مثل خیلی ها بدی کرده ولی مشکل ماها اینه میخوایم همه تقصیر ها رو بندازیم گردنه یک نفر ، خودت هم دامن زدی به وضعیتی که توشی ، اگه بزاری یکی انقدر بهت بدی کنه خب اونم ادامه میده دیگه تو نباید اجازه اشو میدادی . نباید اجازه بدی باهات اینطوری رفتار کنه
درسته که اون هم مثل خیلی ها بدی کرده ولی مشکل ماها اینه میخوایم همه تقصیر ها رو بندازیم گردنه یک نفر ...
دیدی میگن طرف سرشو مثل کبک تو برف کرده هیچی حالیش نیست.منم تو این سه سال دقیقا تو این وضعیت بودم.انتظار دارم اون ب عنوان همسر جلومو میگرفت حتی به روی خودش میاورد تا من خجالت زده بشم و بذارم کنار. ولی اون چکار کرد ؟؟؟هی میاورد ب دستم میداد.به بهانه ی اینکه زمان رابطه رو افزایش میده هی مصرف میکردیم.بعد خودش معتاد نشد ولی من شدم وقتی هم ک فهمید خودشو به ندونستن زد. الان بخاطر این کارش دلم ازش وا نمیشه دیگه هیچ احساسی هم بهش ندارم.فقط میخوام درسمو بخونم قبول بشم تا جدا شم. حالا هم ک میبینه من ترک کردم و مصمم هستم ک درس بخونم میگه حق درس خوندن نداری
دیدی میگن طرف سرشو مثل کبک تو برف کرده هیچی حالیش نیست.منم تو این سه سال دقیقا تو این وضعیت بودم.انت ...
فکر نمیکنی جدایی باید اولویت اولت باشه؟:) من اگه تو این زندگی کنار همچین آدمی بودم دو دقیقه هم نمیموندم هرچی پسانداز قرض هرکاری شده میکردم دوتا پا داشتم دوتا هم قرض میکردم میرفتم ، بازم زندگی خودته تو تصمیم میگیری ک چطوری عمل کنی در آخر