مامانا خیلی گناه دارن
فکر کن مامانم هر روز از سر کار میاد
ناهار حاضر میکنه
ظرفارو میشوره شام میزاره
ظرفا شام میشوره ناهار فردا میزاره
تازه این روز نرماله
جارو دستمال کشی تمیز کردن کابینت و کمدا و یخچال که هیچی
امروز مامانم میخواست بره خونه رو مثل دسته گل کرد
فقط شام گذاشتم و ظرفارو شستم
الآنم مثل جنازه از خستگی افتادم دیگه دلم نمیخواد شام بخورم حتی
بگردم براش که با این همه کار همش هم باید ناز مارو بکشه
عذاب وجدان گرفتم