زنداییم گوسفندکشته بودن یکشودادبرای شوهرمن بهش گفتم نمیخوری ها گفت چرا میخورم عاشقشه گفتم اخه خیلی کم داره اونم بخور.خونه مامانم جاگذاشتیم داداشماشتباهی دادبه برادرشوهرم .شوهرم انقدرهرس خورد.بعدصاحب کارش یه گوسفندکشت یکیشودا شوهرم ازدستم دررفت دیدم درست کرده باتخم مرغ وپیازخورده حالا اشپزیم بلدنیست ها