2789

دل به دریا زدنت گرچه تماشا دارد

تو نباشی چه تماشا لبِ دریا دارد؟!

تاری از پیرهناَت نیز به من بازنگشت

این چه تقدیر غریبیست زلیخا دارد؟!

آب در دیده و آتش به دلم غیر از من

آنچه خوبان همه دارند که یکجا دارد؟!

من تو را سیر ندیدم که گذشتی از من

با نگاه تو نگاهم چه سخنها دارد

سیبِ از شاخه جدا گشتهی من، بعد از تو

مرگ بر جاذبهای باد، که دنیا دارد

از مغز عزیزم عاجزانه تقاضا میکنم  پرونده ی باز جدیدی  برام رو نکنه ،ظرفیت رسیدگی تکمیله.🤝🏻🚶🏻‍♀️

شده دلتنگ شوی چاره نیابی جز اشک

من به این چاره ی بیچاره دچارم هر شب

شده آیا که غمی ریشه به جانت بزند

گره در روح و روانت به جهانت بزند

شده در خواب ببینی که تو را قرض کند

بروی وَهم شوی تا که تو را فرض کند

شده در گوش ِ تو گوید که تو را باز تو را

نشوم فاش ِ کسی تا که شوم رازْ تو را

شده آغوش شود تا که هم آغوش شوی

گره ات باز کند تا که تو خاموش شوی

شده یک شب برود تا که روی در پی او

که تو فرهاد شوی تا بشوی قصه ی او

به همان حال بگویی که تو مجنون ِ منی

به تو بیمار شدم تا که تو درمون ِ منی

شده دلتنگ شوی غم به جهانت برسد

گره ات کور شود غم به روانت برسد

که روی دیدن ِ او تا که کمی شاد شوی

بروی در بغلش تا که تو آباد شوی

که بگوید که تو تعریف ِ همان عشق ِ منی

بروی یا نروی هر چه شود جان ِ منی

گره ات باز کُنَد تا که تو بینا بشو

آباد صدام کن ...

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

گره ات باز کُنَد تا که تو بینا بشوی

که غمت باز شود تا که تو معنا بشوی

شده اما تو نبودی شده اما که چه دیر

گره ای کور شدم تا که شدی یک دل ِ پیر

همه در خواب ولی عشق ِ تو بیدار بِماند

همه پل های دلم بی تو چو دیوار بِماند

من چرا دل به تو دادم که دلم می شکنی

همه عاشق شدنم رفت تو منظور ِ منی

که تو رفتی و دلم بی تو همان سنگ شدُ

همه این عشق رَوَد تا که دلم جنگ شدُ

نکند بد بشود آخر ِ این قِصه ی بد

نکند تلخ شود آخر ِ این غُصه ی بد

آباد صدام کن ...

خبرت هست که دلتنگ نگاهت شده ام

بی قرار تو و چشمان خمارت شده ام


خبرت هست دلم مست حضور تو شده

عاشق و شیفته ی زنگ صدایت شده ام


خبرت هست که باران بهارم شده ای

چون پرستوی مهاجر نگرانت شده ام


خط به خط زنده گی ام پر شده از بودن تو

خبرت نیست و شادم که فدایت شده ام



آروم میکنی حال بد منو...(:

به مرگم راضیم اما فقط یک آرزو دارم :

سرم را لحظهی آخر به زانویِ تو بگذارم

بپرسی از من آن لحظه ك آیا صحبتی دارم؟!

بجای اَشهَد و انّ بگویم دوستت دارم

از مغز عزیزم عاجزانه تقاضا میکنم  پرونده ی باز جدیدی  برام رو نکنه ،ظرفیت رسیدگی تکمیله.🤝🏻🚶🏻‍♀️
تاپیک شعرم را لایک کرده بودید لینک اشتباه بود تگتون کردم🥰

عزیزمی ممنون

هرگز گره ام از علمت واشدنی نیس،غیر از تو کسی در دل من جاشدنی نیس،از نوکر بد هم ک بپرسند بگوید،ارباب ب خوبی تو پیدا شدنی نیس🖤

من حسادت می کنم حتی به تنها بودنت

من به فرد رو بروی لحظه خندیدنت

من به بارانی که با لذت نگاهش می کنی

یا نسیمی که رها می چرخد اطراف تنت..

از مغز عزیزم عاجزانه تقاضا میکنم  پرونده ی باز جدیدی  برام رو نکنه ،ظرفیت رسیدگی تکمیله.🤝🏻🚶🏻‍♀️
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز