من دیروز سر یه داستانی با مامانم دعوام شدددد شدید لفظی شدید مریض بودم مامانم گفت ادا در میاره نشستم گریه کردم همون لحظه گفتم ادا چیه بعد بابامم گفت پاشو بریم دکتر مامانم گفت این حالش خوبه گریه کردم دیگه نرفتم دکتر جراحی کردم فکمم
بعدش پاشدن رفتن بیرون برگشتن واسم وقت دکتر گرفتن امروز گفت دکتر گفته چیزی نیست واسم غذا ام داغ کرد مامانم من تند رفتم ینی ؟🥲