میگم قدیما که اینترنت نبود مردم از بیکاری ازدواج میکردن سر خودشونو با زن و بچه گرم میکردن .وگرنه ازدواج واقعا ضروری نیست ؟ هان ؟ اخه چرا باید تو یک زمین با منابع محدود اینهمه ادم متولد کرد؟ اونم وقتی خدا علم پیشگری رو در ذهن انسان گذاشت .
نمیدونم الان از بیکاری و مجردی یهو این نظریه اومد تو ذهنم🥸🤣
دیگه عبوس نیستم😺 اما خب این اسمو متاسفانه نمیشه تغییرش داد دیگه 😃
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
درست میگی ضربه ی خیلی بدی بود اما نذار این ضربه بنیاد و ساختار زندگتو جهت بده .اصلا بیخیال هر ادمی شو ولی رو ترمیم اعتماد بنفس و روانت کار کن .تو وابسته اش هم بودی اونطور که نوشتی و دقیقا ادمیزاد به هر چی وابسته باشه از اون نقطه اسیب میبینه.
دیگه عبوس نیستم😺 اما خب این اسمو متاسفانه نمیشه تغییرش داد دیگه 😃
درست میگی ضربه ی خیلی بدی بود اما نذار این ضربه بنیاد و ساختار زندگتو جهت بده .اصلا بیخیال هر ادمی ش ...
کاش بتونم کارایی که باهام کرده رو فراموش کنم من خالصانه میخواستمش با همه کاراش میگفتم درستش میکنیم میستزیم عیب نداره اما اون به همه چیز من ضربه زد بحث ازدواج که میسه میگم با چه امید و ارزویی ازدواج کردم از همون روز اولش بیچارم کردن بازم صدام در نیومد ریختم تو خودم
وقتی یکی عاشق یکیه براش فداکاری میکنه بخاطر زندگیش اما اون قدر منو ندونست من دنبال تشکیل خانواده بود ...
خب بنظرت چی میشه عشق یه طرفه پیش میاد .بحث روانشناسیش طولانیه .اما به هیچ عنوان خودتو قربانی نبین .وگرنه مابقی زندگیتو جهت بدی میده و کل زندگی میشه شکست .
دیگه عبوس نیستم😺 اما خب این اسمو متاسفانه نمیشه تغییرش داد دیگه 😃
رفتاراش پیچیدست چون گفتی دستت رو نمیگرفت .بنظرم از نظرفیزیکی کانکت نشد؟ ولی عاطفی چرا .
کلا تبراز محبت فیزیکی بلد نبود عاطفی چرا سوپرایزم میکرد اما مثلا اولین بار من دستشو گرفتم شش ماه لعد دوستیمون زود دقیقا یادمه دستاش میارزید من اولین بار بوسیدمش بلد نبثد ببوسه بعد عقدمونمثلا هر پسر دختری دوست دارن تنها باشن این بعد چند روز منو با پسر عمه هاش برد مسافرت مثلا میومدم بغلس کنم نصفه شب میگفت نکن مامانم میفهمه در حالیکه روانشناس گفته بود بهم بهش محبت کن بزار فرق بین مهر همسری و مادریو بدونه براس لباس میپوشیدم میگفت این چیه پوشیدی
بنظرتون همجنس گرا نبود ؟ روابطش با پسرا و مردها چجوری بود؟ دوست صمیمی پسر نداشت ؟
نمیدونم چرا با یه پسر امش خیلی صمیمی بود همش دوست داشت با ما باشه هنوزم درکش نمیکنم چرا اینجوری بود تو اون چهار ماه ازدواجمونم من اصرار کردم به برقراری رابطه که کاش نمیکردم بدترین تجربم بود گقت بلد نیستم بقیشو چیکار کنم