من دعات کردم امیدوارم هر چیزی توی ذهنت هست بهش برسی امیدوارم برات خوب پیش بره
میدونی دوست عزیز نمیدونم چند سالتونه ولی من خودم اینجوری هستم با افزایش سن خیلی ارامشم کمتر شده انگار وقتی سنم بالا تر داره میره عمیقتر دنیا رو میفهمم و عمیق تر رنج میکشم...عمیقتر تنها شدم ...حتی خیلی اوقات حوصله اطرافیان نزدیکم رو هم ندارم..انگار تو خلا هستم...من 42 سالمه البته و با اینکه همسرم ادم همراه و خوبی هست حس میکنم مشکل اون نپذیرفتن و تسلیم نشدن خودم در برابر زندگی هست و درونیه.....دوستی دارم همیشه میگه بپذیر و تسلیم شو اونوقت اروم میگیری...ولی خب این ها به حرف اسون هست در عمل گاهی خیلی ناممکن میشه همه چیز...میدونی من حس میکنم هر ادمی در نهایت در درون خودش تنهاست و با خودش درگیره حتی اگر هزاران نفر کنارش باشن..من همین حس رو دارم و مدام با خودم دارم کلنجار میرم