عزیزم درک میکنم ولی سعی کن برای خودت چند تا دوست امن و خوب پیدا کنی. همیشه خونواده نمیتونه کنار ادم باشه . یعنی نه اینکه نتونه گاهی ادم بیشترین زخمها رو از اطرافیان خودش میخوره . من هم از دست پدر و مادرم خیلی ناراحت و رنجورم بخاطر زخمهایی که خواسته و ناخواسته بهم زدند منتهی من بر عکس شما هستم کسی که برام حذف شدنی هست رو حذف میکنم و دقیقا عین سنگ میشم و بی تفاوت نسبت بهشون. الان هم همین هستم شاید باورتون نشه مثلا شده 7 ماه هم خونوادمو ندیدم یا زنگ نزدم و اصلا بهشون فکر نمیکنم. منتهی من تنها امیدم همسرم بوده و شاید این شرایط رو برام راحت تر میکنه . شما اگر همراهی نداری خب قطعا شرایطتتون خیلی خاصتره و من شاید درکی از میزان غم و اندوه درونی تون ندارم و خب درکتون میکنم.
نمیدونم چقدر اطرافیانتون بهتون ظلم کردند یا بی توجهی و بی محلی کردند ولی اونهایی که سراغی ازتون نمیگیرند رو رها کنین میدونم سخته ولی روی کسایی باید سرمایه گذاری کنیم که حواسشون بهمون هست. مثلا یه دوست دارم از سال 87 باهاش همکلاسی بودم و بعد تو مقطع بعدی همکلاسیم بود و هفته ای نیست بهش زنگ نزم یا اون بهم زنگ نزنه و از دغدغه هامون حرف نزنیم و واقعا امن هست و از حرفها و ضعفهای هم سو استفاده نکنیم و واقعا دلی به هم کمک میکنیم. در حالیکه همون تلفن رو بخوام به نزدیک ترین افراد خونه ام بزنم کلی باید خودمو اذیت کنم و مجبور کنم و انگار دارم یک کار زوری و اجباری انجام میدم.