2777
2789
عنوان

مرگ یا زندگی

| مشاهده متن کامل بحث + 933 بازدید | 122 پست

دوست ندارم الان بمیرم

پروف خودمم🦋آناهــــیتا🦋اگه بعد بحث یا دعوا توی تاپیک هاتون شرکت کردم یا ریپلای زدم به این معنی نیست که عاشقتون شدم یا از رفتارم پشیمونم فقط به اسم کاربری دقت نمیکنم

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

من خودم یه بار مردم دوباره برگشتم اولش اینقدر سبک و راحت روح همه جا می ره هیچکس هم نمی بینه ولی زمان ...

چند سالت بود ؟چرا خواستی برگردی ؟

یعنی فهمیدی در اون لحظات گناه داری یا بی گناهی ؟😓💔

تورو خدا با حزئیات بگوچیشد مو به مو ...

پارسال ماه رمضون ظهر یه چرتی زدم فشارم پایین بود یه دفعه دیدم دارم خفه میشم تو خواب تو یک لحظه جلو چشمام یه سیاهی ابی قرار گرفت گفتم توروخدا منو برگردونید میخوام زندگی کنم ( من همیشه از زندگیم ناراضی بودم ) بارها ارزوی مرگ کرده بودم چون یجورایی زندگیم پر از سختی بود با این حال .

دیدم روحم جدا شد برای چند ثانیه و رفتم اشپزخونه شدیداااااا دلتنگ ناخونک زدنو غذا خوردنو چیزای جزیی شدم حسرت میخوردم که دیگه نیستم تجربه شون کنم گفتم کاش میشدبرگردم و دستای مامانمو حس کنم یه دفعه دلتنگ مادرم شدم گفتم مامان توروخدا نزار ببرم میخوان منو ببرن اونم جیغ میکشید انگار بغلم کرده بود نرم ... فقط قول دادم حوب زندگی کنم تا اینکه یهو به حالت شوک از خواب بیدار شدم مامانم گفت انگار نفست گرفته بود

نه حرف عقل بزن با کسی نه لافِ جنون ؛که هرکجا که خبری  هست ادعایی نیست ...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792