اره مثل فضا بود
زندگیم خوبه بدنیست ولی دیگه ارزوی مرگ نمیکنم و به خدا نزدیک شدم
وقتمو با غصه خوردن افسردگی کارای بیهوده پر مبکردم همش میگفتم فلانی چرا اینکارو باهام کرد بابام چرا اینجوریه چرا این کارارو باهام میکنن دیگه خودمو دوست نداشتم ارزوی بدترین بلاهارو واسه حودم مبکردم ببین صبح پامیشدم میگفتم وا چرا زندم نمردم
الان شاید بیشتر زندگیم سخته ولی من قوی شدم پوست کلفت شدم قول دادم خودمو دوست داشته باشم