سلام گندم جان ❤️
به یاد آشنایی ایام گذشته هر از گاهی به کاربریت سر میزنم
غیر از تجربه ناگوار این تاپیک ، خوشحال شدم که بین حرفات گفتی به طور کلی اوضاعت خوبه
الهی شکر که همسرت تغییرات مثبتی داشته
با توجه به همه سختیهایی که پشت سر گذاشتی این تغییر انصافا خیلی ارزشمنده
نشونه اینه که مسیر رو درست اومدی و نتیجه صبرت رو داری میبینی 👍
اینکه میگی هنوز گاهی بعضی رفتارا تکرار میشه طبیعیه
چون تغییر آدما تدریجیه
مهم اینه که جهت چالشها کلی بهتر شده و اوضاع مثل قبل نیست🙂
درست میگی
ما دهه شصتیا توی دهه ای بزرگ شدیم که تحمل کردن ارزش بود
میتونم حالتو بفهمم
گاهی سختیها آدمو به جایی میرسه که فقط دنبال یه معنا برای ادامه زندگیش میگرده
من فکر میکنم این حس رو این روزا خیلی از ما دهه شصتیا با نزدیک شدن به دهه چهارم زندگیمون داریم تجربه میکنیم
هیچکس از جزئیات زندگی کسی خبر نداره
بین معناهایی که تو ممکنه برای زندگیت داشته باشی قطعا به عنوان یک مادر مثل هر مادر دیگه ای مهمترین معنای زندگیت بچه هات هستن
گندم تو سالها رنج سختیهای این ازدواج رو به دوش کشیدی و دم نزدی
این سکوت نشونه قدرت توئه
نشونه اینه که داری درستترین کاری رو که از دستت برمیاد انجام میدی
چون رنج تحمل این سکوت چه برای حفظ آرامش بچه ها باشه، چه برای اینکه خودت بتونی دووم بیاری اصلا یک رنج بی معنی نبوده و نیست
تو راهی رو رفتی که لازم بوده
همین که ایستادی و ادامه میدی درسته
هر موقع خسته میشی اینو یادت بمونه
این سکوت از روی ضعف نیست
از روی عشق و بقاست
همین یعنی داری راه درستو میری