ه چیزی یادم اومد که دلم خواست به شما هم بگم.
وقتی ازدواج کرده بودم با شوهر سابقم،
هر بار که موقع پریودی میگفتم دلم درد میکنه
یا حالم خوب نیست
میگفت داری خودتو لوس میکنی
میگفت این همه آدم پریود میشن
تو چرا انقدر ناز میکنی
اون روزها فکر میکردم شاید حق با اونه،
شاید من زیادی حساسم..
شاید عشق همینه
تحمل، سکوت، کوچک شدن.
اما امروژ
با اومدن یه آدم جدید به زندگیم
یه چیز دیگه رو فهمیدم
دیشب بهم گفت میام دنبالت
گفتم حال ندارم..گفت چیزی شده؟
گفتم نه..گفت فکر کنم فهمیدم،پریود شدی درسته؟
چیزی نگفتم نه تأیید، نه انکار.
صبح امروز با کلی خوراکی..گل
کمربند و کیسه آب گرم اومد خونمون
همونجا فهمیدم..عشق یعنی دیدن
عشق یعنی بدون توضیح، حال دلت رو بفهمن.
عشق یعنی دردت رو مسخره نکنن
کوچیک نشمُرن،
نگن لوس شدی.
اون موقعی که بهم خیانت شد،
خیلی از خدا گله کردم..گفتم چرا؟
گفتم مگه من چی کم داشتم؟
اما حالا میفهمم
بعضی رفتنها
جواب دعاهایین که هنوز بلد نیستیم چطور بخوایمشون.
خواستم بگم
برای عشق عجله نکنید...
آدم درست،نه داد میزنه،نه تحقیر میکنه،نه دردتو انکار میکنه.
آدم درست
وقتی حالت خوب نیست،
با گل و توجه
بیسر و صدا میاد
و بهت یادآوری میکنه
که چقدر دوستداشتنی هستی.
خدایا..
حالا میفهمم
چقدر دوسم داشتی
🥺🥺🥺