شده بود ک رسیدن بهش ب چشمت غیر ممکن بشه و بینتونم جدایی بیفته؟؟
آره خیلی تو اون شیش سال هزاران بار از هم جدا شدیم ولی عاشق هم بودیم بهم هر بار برمیگشتیم حتی بابامم مخالف بود از نظر خودم غیرممکن بود ولی خدا اونو برای زندگیم قرار داده بود همیشه بعد هر جدایی و بعد هر مشکلی باز اونو میزاشت جلو پام
میشد ک خسته بشی بگی هر چی خدا بخواد همون میشه شابد برای هم نمیخواد مارو؟
شاید بگم هزار بار باورت نشه یه روزایی میشد میگفتم به درد هم نمیخوریم شاید آدم زندگی من نیس میدیدم باز به هر طریقی خدا اونو میزاشت جلو روم حتی همسرم میگه من خیلی وقتا نا امید شدم ولی ته دلم انگار یکی میگفت ولش نکن اون برای توعه