چون تا وقتی بابام زنده است نمیتونم طلاق بگیرم. نه اعتماد به نفس دارم نه جرات. نه جایی برای رفتن
تصورشم سخته من ازدواج دوممه اولیش رو همیشه خانوادم پشتم بودن وگرنه الآنم زجر میکشیدم خونه اون کند اخلاق....درسته اینم زیادی اخلاق خوبی نداره ولی نسبت به قبلی خیلی خوبه
شاید نگران اینده هستنماهم داریم ولی با احتیاط خرج میکنیمچون هیچ امنیت مالی وجود نداره یهو ممکنه درام ...
آره دقیقا این روزا هم خرجمون خیلی زیاده بچهکوچیکم داریم .....ولی از یه طرفیم ناراحتم چون با پدرش شریک هست همه چی با به نام مادرشع یا پدرش منم دلم میشکنه که به فکر آینده منم بچش نیست