۷ ماهه با همیم توی این ۶ ماه اول دیوانه وار دوستم داشت ، کلمه ب کلمه حرفاش محبت بود به من ، فکر و ذکرش محبت کردن و قوربون صدقه رفتنم بود با اینکه آدم عصبییه ولی اززز گل نازک تر بهم نگفت در اوج عصبانییییت حتی ی ذرههههه صداشو نبرد بالا برام و یک دونه دختر دور برش تو پیجش و اطرافش وجود نداره چشاش فقططططط منو میبینه.
ولی بخاطر این ویژگیش که خیلی لفتش میده تا یه کاریو ب سر انجام برسونه زیاد بهش غر زدمه این مدتا
الان یه ده بیست روزه درسته بازم دوستم داره بازم بهم محبت میکنه اما حس میکنم توجه قبل رو نداره دو سه بارم یه ذره صداشو برده بالا سر من البته ن که بی لحترامی کنه ولی تند و بلند حرف زده باهام و قلبم تیکه تیکه تیکه شده .
کینش به دلم مونده نمیدونم بازم دوسم داره ولی نمیدونم من حساس شدم یا واقعا توجه و عشق قبل رو نداره.
امشب با قلبی پر از درد بهش شب بخیر گفتم اون طرز شب بخیرو اگر قبلا میگفتم میفهمید ناراحتم و نازمو میخرید میگفت بگو چته ولی امشب فقط چندتا کلمه محبت آمیز گفت و شب بخیر گفت .
و من قلبم بیشتر درد میکنه حس میکنم دارم ازش کمتر خوشم میاد داره قلبم کینه ای میشه نسبت بهش .....
هیچوقت هیشکی دوسم نداشت این ادم تنها کسی بود ک فکر کردم خدا برا دل پر دردم فرستاده که انگار اینم خدا زورش اومده خوب برام نگه داره 😔 .