من و خالم توی فاصله یه ماه نامزد کردیم ماه دیکه عروسی اوناس دوماه بعدش عروسی ما
جدا از اینا همیشه بدون هماهنگی خونه هرکی باشه زنگ میزنه نانزدش بیاد اونجا مثلا مامانبزرگم هیچی درست نکره شام این دعوتش میکنه اونم سریع میاد جلو شوهرش سر مادربزرگم غر میزنه و غذا درست میکنه شوعرشم فقط با دیس گنده غذا میخوره بعد تا ۱۲ بیرون هستن ۱۲ شوهرش نیاد برسونه اونو نیاره داخل تا ساعت ۲ شب میشینن جلو بچه کوچیکه همو بغل میکنن لپ همدیگه رو میبوسن دست داخل موهای همدیگه میبرن و خیلی کارتی دیگه که واقعا آدم چندشش میشه هر کی بهش هرچی بگه میگه میتونی چشمات رو ببندی!!
من هفته ایی یه بار نامزدم میبینیم این هر ثانیه باید کنارش باشه
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
عزیزم چرا شما همش اونجایید؟خونه ندارید خودتون؟مامانت کجاست که دختر هفت سالش همش کنار ایناستبرید خونت ...
ما هممون توی یه کوچه هستیم هرشب خونه یه نفر جمع میشیم همش هم اونجا نیستیم مزاحم به کسی میگین که باعث اذیت صاحبخونه بشه وقتی مادربزرگم زنگ میزنه میگه غذا درست کردم توروخدا بیاین اینجا وقتی خودش دعوت میکنی شدیم مزاحم!!
مادرمم حواسش به بچه عست اونو سرگرم میکنه ولی تا کی
در ضمن ما حتی خونه خودمون باشیم بازم اونا از این کارا میکنن