خواهرم متاهله خونه خودشه
امروز بعد مدت ها اومده بود خونه ما
مامانم کلا سر سفره براش بشقاب نیورد
خواهرم دید یکم حالش گرفته شد
براش بشقاب اوردم براش غذا کشیدم
سر سنگین شد جو
یکی خواهرم گفت یکی مامانم
مامانم برگشت گفت من از بچگیت کلا نتونستم دوست داشته باشم بعنوان بچم💔