2777
2789
عنوان

هی اوضاعم داره از قبل بدتر میشه

267 بازدید | 23 پست

ما تو خونوادمون کلا پسر دوستن خیلی بیش از حد در حدی که اصن مارو ادم حساب نمیکنن منم یه خواهر دارم و کلا همش بخاطر اینکه مامان بابام پسر ندارن هی فامیل بهشون اینو میگن

قضیه اینه که چند سال پیش وضع بابام خیلی خوب نبود و خیلیم مارو دوست داشت و خداروشکر میکرد

منم اونو خیلی دوست داشتم شبا قبل خواب کلی گریه میکردم از خدا میخواستم بابام پیشرفت کنه و اینا

خلاصه یه ۶ ۷ سالی گذشت و یهو بابام یه پیشرفت ۷یلی بزی کرد و چکاش پاس شد و درامد خوب ما میخریدیم میخوردیم میپوشیدیم خدارم شکر میکردیم

بعد از اون ور من تیزهوشان قبول شدم و الان که چن سالم هست اونجام نمره هام و اینام خوبن

علاوه بر اون کلی کلاسم میرفتن زبان و فیزیک و...

خلاصه زندگیمون خوب بود

که بعد چنوقت متوجه شدم که بابام مامانمو مجبور میکنه که براش پسر بیاره که نسلش منقرض نشه و کارشو ادامه بده وگرنه روش زن میگیره

منم با اینکه اینارو میدونستم ولی خب خیلی بهش توجه نمیکردم و سعی میکردم نادیدش بگیرم

تا همین چنروز پیش که مامانم گفت اره دختر اوردم برا چی هیچکاری تو این خونه نمیکنین و داد و بیداد منم گفتم اگه به جای تبعیض جنسیتی یه نگاه به بچه های دیگران بندازی اونموقع خیلی بهتر میشه

اونم ناراحتشد و منم ۳ روزه از اتاقم بیرون نیومدم و با هیچکدوم حرف نزدم

فرداش مامانم اومد تو اتاق و باز داد و بیداد که مگه من مادر بدی بودم که تو بخوای بد باشی و...

از اون موقع هیچکاری نمیتونم بکنم با اینکه فصل امتحاناس درس میخوام بخونم گریم میگیره لرزش دست و پا دارم و اصن هر روز حالم داره بدتر میشه

واقعا دیگه نمیکشم

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

از من که بدتر نیستی مامانم رک و راست گفت دخترا اشغالن پسر مهمه برای ادم. شرمنده بلانسبت


والا ما دوتا داداش داریم اگ اینا بلانسبت برینن برا ما

دختر بودن بهتر بود والا

غرق در افکار پوچ....

میگی ک درآمد بابات خوبه بگو برن ای وی اف


ای وی اف چی

اصن متوجه نشدی فک کنم گلم

منی که اینهمه سال تحمل کردم از ۹ سالگی گفتن مانتو تنت کن بابابزرگم نمیذاشت سوار موتور شم بقیرو میبرد خم و راست شدم سفره انداختم

اینهمه دعا کردم بابام پیشرفت کنه وضعمون خوب شه

الان بجای قدردانی چون چارنفر رفتن پسر اوردن کلا انگار من زباله باشم و برا هیچکس کافی نباشم انداختنم دور

ای وی اف چی اصن متوجه نشدی فک کنم گلممنی که اینهمه سال تحمل کردم از ۹ سالگی گفتن مانتو تنت کن بابابز ...

دقیقا وضع شما را تجربه کردم یهو با دنیا اومدن بچه جدید من تبدیل شدم به زباله و همش سرکوفت و منت شنیدم همیشه هم شاگرد ممتاز بودم چه دبیرستان چه دانشگاه، ولی عین زباله عین یک مجرم با من برخورد میشه مخصوصا مامانم

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

درخواست بدین

jdhheh | 49 دقیقه پیش
2791
2779
2792