شوهرم صب۷ میره شب۷میاد وقتیم میاد خستس نایی نداره
شهر غریب تنهایی دوری از خونواده واقعا عذابه توعمرم همچین دلگیری و دلتنگی و تجربه نکرده بودم به معنای واقعی حالم بد میشه از این خونه و در و دیواراش حالم به هم میخوره خیلی خونه دلگیری هست از خواب که بیدار میشم انگار بهم فحش میدن.تا شوهرم برسه خونه کلی فکر و خیال توسرمه همش انرژی منفی
امروز صبح از خواب پریدم خواب بد دیده بودم دست و پاهام میلرزید نشستم کلی عین بچه ها گریه کردم
نمیدونم منو میشناسین یا نه من قبلا یه مشکلی داشتم حتی الان باز فکر کردن به اون مشکل شروع شده و باز حالم و بد کرده انگار دردای قدیمی سرباز کردن