2777
2789
عنوان

دلم شکسته هیچ تکیه گاهی ندارم

| مشاهده متن کامل بحث + 419 بازدید | 46 پست
آخه قبلا خیلی مهربون بود الان که بچه دار شدیم خیلی باهام بدرفتاری میکنه فقط آرزو میکنم بمیرم بهم میگ ...

خدا نکنه تو الان تنها نیستی دعا کن زندگیت روبراه بشه و خدا خودتو قوی کنه تا از پس مشکلات بر بیای نه دوراز جونت م..ر..دن.افسردگی بعداز زایمان گرفته درست میشه.ی خورده حواست بیشتر بهش باشه ی وقت جایی سرگرم نشه .بعضی مردا نسبت ب بچه ها حسادت میکنن ک زنشون فقط مال خودشون باشه یا شاید انتظارات ج..ن..سی بیشتری داره ازت ببین دردش چیه ی مشکلی هست ک میگه فقط زاییدن بلدی

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

درکت میکنم عزیزم الانم روحیت حساس شده

باورت میشه دوست دارم بمیرم فقط یکروز بچه رو نگه دار بفهمه سخته چون قبول نمیکنه میگه تو هیچکاری نمیکنی میگم من همینکه مراقب بچه ام خودش یه کاره اصلا من هیچ کاری نمیتونم کنم هیچ جا نمیتونم برم این کار نیست🥺 بعد کلی خستگی میاد ایراد میگیره

تکیه گاهت خداست و بس

افشردگی دیگه درست نمیشه اخه من دلم گرفته زندگی بدون هیچ توجهی وقتی زاییده نه مادر نه مادرشوهر یه لیوان آب دستم ندادن انقدر دلم گرفته ازشون شوهرمم تا حالا اصلا بهم بی احترامی نکرده بود بعد بچه دارشدن هم منو زد هم بی احترامی کرد آخه زندگی اینجوری با خاری و ذلالت سخته کاش جایی برای رفتن داشتم خونه بابامم اخلاقشون نمیتونم تحمل کنم فقط از خدا میخوام منو ببره پیش خودش نذاره اینجوری دلمو بشکنن

باورت میشه دوست دارم بمیرم فقط یکروز بچه رو نگه دار بفهمه سخته چون قبول نمیکنه میگه تو هیچکاری نمیکن ...

نمیدونم چی بگم عزیزم کلن مردا فقط باعث عذابن کاش منقرض میشدن

کاربری سوم  شرایط زندگی عفت کلام برام نذاشته  

افشردگی دیگه درست نمیشه اخه من دلم گرفته زندگی بدون هیچ توجهی وقتی زاییده نه مادر نه مادرشوهر یه لیو ...

خدا نکنهعزیزم.اول ک اونجارو ب شوخی گفتم یعنی طعنه ب شوهرت زدم ک اون افسردگی بعداز زایمان گرفته.خوب مردی ک اینجوری باید الان خوشحال باشه ولی خیلی بد شده باید خودش زایمان میکرد.حالا میگیم مادرشوهر بد مامانت چرا دیگه اخه اون باید هم خوشحال باشه و هم تو این مدت بستری نباید میزاشت اب تو دلت تکون بخوره.منم ازش ناراحتم.

افشردگی دیگه درست نمیشه اخه من دلم گرفته زندگی بدون هیچ توجهی وقتی زاییده نه مادر نه مادرشوهر یه لیو ...

عزیزم ی مقدار فشار روحی بد روت هست درخواست میدم قبول کن فردا بیشتر صحبت کنیم.دیگه هم اینجور نگو مگه اون خشکلتو پاره تنتو دوس نداری ک اینجور میگی اون الان فقط تو رو داره تو ک نمیخوای برای اون مثل پدر و مادر خودت و همسرت برای خودت باشن.تو باید الان تکیه گاهه اون باشی چون از دست پدر و مادرت کشیدی از همسرت و مادرش کشیدی بی پناهی رو

خدا نکنهعزیزم.اول ک اونجارو ب شوخی گفتم یعنی طعنه ب شوهرت زدم ک اون افسردگی بعداز زایمان گرفته.خوب م ...

نه مامانم مطمئن ام دوستم داره اما اصلا قبولم نداره من آنقدر شیرم کم بود به مامانم میگفتم مامان شیرم کمه چکار کنم نمیخوام شیر خشک بدم میگفت بسه دیگه حوصلتو نداره حالا فکر کردی شیرم چیه حتما تلخه بچه هم بدش میاد بعد بابامم میگفت شیرخشک بده تو هم شیر ننت خوردی اینجوری شدی انا آبجیت شیرخشک خورده البته غیر مستقیم اما منظورش این بود کلا خیلی حالم بد کردن الانم شوهرم باهام اینجوری کرد فکر نمیکردم یکروز اینجوری پشتمو خالی کنه

میدونه اصلا نمیفهمه میگه الکی میگه این همه زن بچه دار میشن همه کثیفن خب هر کس یه مدله من نمیتونم بخد ...

یعنی چی خب اگه شما منظورت خونته که کثیف و به هم ریخته میشه بهش بگو کمکت کنه
وظیفشه که بهت کمک کنه

یه کنکوری بدبخت :)

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792