اومدیم خونه پدر بزرگمتوی یه روستایی
بعد پشتش باغه اونور ترش یه جنگل مانندیه ...یه بار که اومده بودم زمستون اینجا دیدم دوتا گرگ از پشت خونش رد شدن رفتن
همش صدای زوزه باد میاد هوا هم مه آلوده
داشتم فکر میکردم اگر خدایی نکرده به هرعلت یه انسان بدون تجهیزات وسط این جنگل گیر کنه با این هوای مه الود چیکار میکنه من که درجا سکته میکنم