من دیروز تولدم بود یه روز قبلش با شوهرم رفته بودیم کافه نمیدونم چطور بحث باز شد گفتم دنیا دو روزه دوتا النگو دارم بفروشم بدم آیفون ۱۷ بخرم! همینطوری فقط از خیالم گذشت و به شوهرم گفتم و اونم گفت مگه عقل نداری طلا بدی آیفون؟؟؟ بعد همونجا دیگه تموم شد بحث.
حالا دیروز اومدیم شهرستان خونه مامانم بعد با شوهرم نشسته بودیم تنها بودیم من فقط گفتم اگه آیفون ۱۷ یه مدتی استفاده بشه از قیمتش و اینا کم میشه دیگه یا فرقی نداره مثل طلا قیمتش میره بالا؟
شوهرم گارد گرفت مامانمو صدا کرده میگه من خونه نبودم فک کنم مریم ( من) افتاده زمین سرش جایی خورده عقل نداره و ... با یه لحنی گفت که پیش مامانم خجالت کشیدم احساس کردم تحقیر شدم منم با صدای بلند گفتم فقط یه حرف ساده بوده ها که بین زن و شوهرها زیاد زده میشه اینجور حرفا، مگه من گریه کردم پافشاری کردم که حتما باید بخری وگرنه ..... اینطوری گارد گرفتی؟؟؟
بعد قهر کرد که چرا جلو مادرت با من اینطوری حرف زدی.
خب اون اول منو خرابم کرد دیگه تقصیر خودش بود .
امروز هم گذاشت رفت من موندم شهرستان 😔 بخدا از دیروز همش ناراحتم تو خودمم مقصر منم واقعا؟؟؟