شبا تا هوا تاریک میشه بدون استثنا هر شب،انگار حال روحی منم خراب میشه ،میشینم فکر کردن و گریه و غصه و...اصلا انگار شب عذابه برام
جدیدا همش عصبانی ام ،همیشه و بی دلیل
جدیدا بخاطر کوچیکترین چیز ها به شدت عصبانی میشم،به شدت گریه میکنم،و به شدت خودخوری و اور ثینک
همش احساس ضعف و بی حالی دارم ،از معده درد و قلب درد هم اگه بگذریم،،،حتی حال بلند شدن از رخت خوابم ندارم
هیچ امید و انگیزه ای دیگه برام معنا نداره،دختر بدی شدم حتی با خدا هم بحث میکنم
از 16 سالگی قرص اعصاب و اضطراب میخوردم (((و هنوز 18 سالم کامل نشده))
اگه کسی تاپیک رو نخونه هم مشکلی ندارم اینجا میگم چون کسی رو ندارم باهاش درد دل کنم،اگه نگم میترکم...