شاید سنت کمه. من چهل سالمه . یه پسر نوجوون دارم. شوهرم اونقدر بهم بدی کرده که پیشش بخوابم برا مثل تجاوزه. ازش متنفرم. جدایی برام بهشته. از بخت بدم از پدرم متنفرم . بابام بمیره طلاق بگیرم و برم تنها زندگی کنم . چون ماذرم باعث بدبختیم شد . دلم نمیخواد تا آخر عمر اون رو هم ببینم