شوهرم دوسال پیش خیانتشو رو کردم ادعا کرد دیگه کاری نمیکنه میخواد زندگیمونو بسازه .. چیزی ازش ندیدم ولی مطمئنم یه کتری میکنه ولی باهوش شده ...
شما قضاوت کنین..
کلا ما رو جایی نمیبره با خانواده من رفت و آمد نداره هروقت میگم فلان چیزو میخوام میگه ندارم .. حساب های بانکی سر یه موضوعی بسته س پولاش تو کارت مامانشه ک من از حسابش خبر نداشته باشم .. دوساله جاروبرقیم سوخته با دست جارو میکنم یه جارو برام نمیخره .. درآمدش هم خوبه سالانه اس حدود ۲ تا ۳ میلیارده ولی ب من میگه ندااااارم... اوایل همه چیش دست من بود وقتی نداشت ولی الان همه حساباش دست مامانشه...
از همه اینا بگذریم..
جدیدا باشگاه میره ظهرا.. از ساعت ۸ میره بیرون(سرکار نه چون شغلش فصلیه الان بیکاره ) ساعت ۳ میاد خونه ناهار میخوره سریع یه دوش میگیره ساعت ۴ نشده میره بیرون ساعت ۱۰ شب میاد خونه ۱۱ هم خوابه...(فقط برا شکمشو خوابش میاد منم کوزتم)
سه شب پیش ساعت ۱۲ شب اومد گفتم کجا بودی گفت باغ دوستم گفتم س معلوم نیس اونجا چ خبر بوده ک از زندگیت میگذری.. یهو عصبانی شد گفت تو ر ی دی تو حال من کاش اصلا نمیومدم خونه منم گفتم همین الان پاشو برو..
فرداش