من اون اوایل که اینجا استخدام شدم خودش بعد مدتی جلو اومد و دوست شدیم و یه مرد طلاق گرفته ست
مدت زیادیم باهم بودیم خب چون توی زندگیش شکست خورده دیگه از ازدواج میترسه
و اینکه هر دو همو دوست داریم
منم بچه طلاقم اما اون خیلی خانواده متحدی داره ولی خودش جدا شده
هیچ مشکل خاصی توی رابطه مون نیست و خودش همیشه میگه تو همه چی تمامی و گزینه اول اخرم برای ازدواجی
منم بعد این همه وقت از بیرون رفتن وقت گذروندن باهاش خسته م راستش با این موقعیت من، برای هرکسی وقت میذاشتم الان به ازدواج رسیده بود من سی سالمه اون چهل سالشه
حتی ۸ ماهم کات کردم باز خودش برگشته و نمیدونم میخواد چکار کنه بلاتکلیفم
واقعا هم من اون ادم سابق نیستم دیگه ذوق اولیه رو ندارم البته ادم خوبیه از ته دلم دوسش دارم ولی دیگه برام نگه داشتن رابطه مهم نیست
شما باشین چکار می کنید