صبح زودتر ازش بیدار شدم ، نگو گوشیش مونده رو کانتر اشپزخونه
از اتاق خواب هم آینه دیواری جوریه که یکم از اشپزخونه دیده میشه
اونم یه ربع بعدش بیدار شد دید من نیستم سریع گفت گوشیم کجاست بیارش
بعد من مشغول شونه زدن موهام بودم گفتم نمیتونم
بعد هی گفت بیار گوشیمو فلانی میخواد زنگ بزنه و... !!
بهانه های الکی
منم بردم ولی حتی باز نکردم ببینم چیزی توش هست یا نه
واقعا برام مهم نیست چون دیگه حتی فامیلای خودش اقرار میکنن تو با این زیبایی و تحصیلات و سن کم چرا با این ازدواج کردی
بخواد خیانتی چیزی هم کنه فقط امیدوارم زود مشخص بشه