سلام
داستان مادرشوهرم طولانیه تو تاپیک های فیلم هست.
عروسی که برام نگرفتن
سر عقدم یک پلاک ریز ریز اسم شوهرم بهم داد
منم تو وسایلم گذاشته بودم یکسال خونه مادرشوهر زندگی میکردم.
تا اینکه خونه گرفتیم و رفتیم از اونجا
الان بعد ۴ ماه خواستم این پلاک بندازم گردنم
هم اسم شوهرمه هم قشنگه
هر چی گشتم نبود
هرجا گشتم پیدا نکردم
گفتم زنگ بزنم ببینم اونجا یک جا گذاشتم یا... گم شده
زنگ زدم مادرشوهرم
برگشته میگه دست منه!
گذاشتم برای بچه تون!
جالب نیست یک پلاک ریز هم سر عقد به من داده
هم برداشته یواشکی بدون اطلاع من
هم میخواد به نوه ش بده 😅😅😅😅
ضمن اینکه تا الان یک سیخ سوزن برای پسرش و من که عروسشم خرج نکرده
جز یک حلقه دو گرمی ....
حتی یک شال سفید هم سرم نکرده.
الان ناهار میخوایم بریم خونشون.
بنظرم باید بابت این کارش که بدون اطلاع من برداشته و چیزی نگفته خجالت بکشه....
دلم میخواد متلک بندازم برای بچه م یکی بهترشو میگیرم
باز میگم ولش کن