2777
2789
دست از فلک برآررم تا جان من برآید یا جان رسد به جانان یا جان ز تن برآید

در دایره قسمت ما نقطه پرگاریم

فرض آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی

گفتم که الف گو و دگر هیچ مگو در خانه اگر کس است، یک حرف بس است

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

یوسف کم گمشده باز آید به کنعان غم مخورتنها شعر که یاد داشتم اونم نمیدونم درسته🤣🤣

کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

ای دل غم دیده حالت به شود دل بد مکن

وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور


بله درسته😁

گفتم که الف گو و دگر هیچ مگو در خانه اگر کس است، یک حرف بس است

مالکِ جانم شدی بااینکه یارم نیستیدر دلم همواره هستی درکنارم نیستیهرطرف را بنگرم تصویرِ زیبای تو بودا ...

یک مرغِ گرفتار در این گلشنِ ویران

تنها به قفس ماند و هَزاران همه رفتند

گفتم که الف گو و دگر هیچ مگو در خانه اگر کس است، یک حرف بس است

یکی دید روبهی بی دست و پای فرو ماند در لطف و صنع خدای

یارب مباد آنکه گدا معتبر شود

گر معتبر شود ز خدا بی خبر شود

گفتم که الف گو و دگر هیچ مگو در خانه اگر کس است، یک حرف بس است

در هوایت بی قرارم بی قرارم روز و شب سر ز کویت بر ندارم بر ندارم روز و شب


با کاروان مصری چندین شکر نباشد

در لعبتان چینی زین خوبتر نباشد

گفتم که الف گو و دگر هیچ مگو در خانه اگر کس است، یک حرف بس است

دلِ دیوانه بیچشمِ تو ویران شددنیای من از لحظهی رفتن، زندان شد

دل چو از ناوک مژگان تو در خون میگشت

باز مشتاق کمانخانه ابروی تو بود

گفتم که الف گو و دگر هیچ مگو در خانه اگر کس است، یک حرف بس است

دل میرود ز دستم، صاحبدلان خدا رادردا که راز پنهان، خواهد شد آشکارا

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

گفتم که الف گو و دگر هیچ مگو در خانه اگر کس است، یک حرف بس است

این چرخ فلک که ما در او حیرانیم فانوس خیال از اون مثالی دانیم

ماجرای دل دیوانه بگفتم به طبیب

که همه شب در چشم است به فکرت بازم

گفت از این نوع شکایت که تو داری سعدی

درد عشق است ندانم که چه درمان سازم

گفتم که الف گو و دگر هیچ مگو در خانه اگر کس است، یک حرف بس است

ای ساربان آهسته ران کارام جانم میرود وان دل که با خود داشتم ، با دل ستانم میرود...

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم

بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم

گفتم که الف گو و دگر هیچ مگو در خانه اگر کس است، یک حرف بس است

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز