من نمیدونم این حسی که الان دارم حسادته یا ریشه تو خودم داره ولی داره دیوونم میکنه.
من ۲۸ سالمه متاهلم یه دختر ۳ ساله دارم الانم باردارم.خیلی درس خوندم که بتونم برم دانشگاه معدل دیپلمم ۱۹ و نیم بود اما نشد که بشه شبا با رویای پزشکی و پرستاری میخوابیدم صبا با اون رویا بیدار میشدم.اما اینقد رتبم بالا اوند که ترجیح دادم به جلی دانشگاه برم موسسه زبان انگلیسی و زبان بخونم زبانم تموم شد نزدیک دو سال هم تدریس کردم تا باردار شدم و کنار گذاشتمش حالا این موفق نشدن تو درس این درامد نداشتن خیلی عذابم میده بدم میاد از خودم که شدم مثل یه پیرزن که فقط آشپزی میکنم.همسرمم با کارای کم درامد موافق نیست و میگه اگه میخوای وقت بذاری برای کار درست و حسابی وقت بذار.
من یه برادرشوهر دارم که موقع ازدواجشه همسرم بهش دختر همسایمونو پیشنهاد داده نمیدونم پزشکی میخونه یا پرستاری از وقتی شنیدم دارم روانی میشم حس میکنم خیلی بی ارزشم خیلی بی عرضه ام درسته زندگیه اون به من ربطی نداره اما بخدا این منبع درامد شده نقطه ضعفم سریع آتیش میگیرم کلا برای همه اینطوریم نه فقط برادرشوهرم.هرکدوم از دوستام که میبینم چقد از من ضعیف تر بودن و الان موفق شدن و دارن پز کارشونو میدن بلاک کردم.فعلا موضوع برادرشوهرم اصلاااااا جدی نیس اما نمیدونم اگه همچین چیزی پیش بیاد چکار کنم.
درضمن من میدونم خودم مقصرم یه چیزی نگین بدتر شم خواهش میکنم.