2777
2789

بابام اعتماد کرد دیروز گوشیش رو برای یه کاری داد دستم و من یادم افتاد که مامانم صبح گفت: بابات دیشب بهم گفته اگه از مرد دیگه ای خوشت میاد بهم بگو

منم ریخته بودم بهم و عین احمقا چت گوشیشو چک کردم و دیدم یه بسته چت بایگانی شده و مخفی داره که اون جا شماره ی همکار های زنش هست

با هم خیلی صمیمی بودن و بابایی که به مامانم می گفت چراا شماره ی همکار مرد توی گوشیته، نه تنها شماره ی همکار های زنش رو داشت بلکه با هم وویس می ذاشتن و هم رو تو خطاب می کردن

حتی روز زن برای یکیشون نوشته بود روزت مبارک بانو(ولی برای مامانم کادو نگرفت🥺)

حتی درباره ی فوتبال با یکیشون کلی چت می کرد و می گفت حالا فردا می بینمت ببینیم کدوم تیم برنده می شه

یا حتی استوری های دختره رو ریپلای می زد و اون دختره هم در قبال استوری ها و عکس های بابام هر بار نوشته ماشالا و...

خیلی ریختم بهم کاش نگاه نمی کردم چون الان خودم و خودم عذاب می کشم🥺

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

اگر ارتباطت با پدرت خوبه، باهاش صحبت کن.

مامانِ آبان😍🥰🤍🐥 دانشجوی دکتری💓پژوهشگر👩🏻‍🔬رشته و شغلی که از اول عاشقش بودم😊🫀کوردِ زاده‌ی تهران و در حال حاضر مسافرِ سرزمین‌های دور🎓از دغدغه‌های زنان می‌نویسم و گاهی از تجربیات شخصی✍️کتاب‌های خوب معرفی می‌کنم📚این‌جا سایت عجایب‌المخلوقاته، از وقت گذروندن این‌جا لذت می‌برم👧🏻اغلبِ مطالبی که می‌نویسم نظر و عقیده‌ی شخصیم هستن✒️

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

کالا برگ

1998haniyeh | 36 ثانیه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز