انگار ک بعضی از صحنه های زندگیم دوباره اومد جلو چشام وقتی این فیلم ملی رو دیدم 😢 شکای شوهرم و وقتی بی دلیل زد تو گوشم وقتی مدام مواظب بود وقتی دوس دختر سابقش بهم زنگ زد و کلی چرت و پرت گفت خیلی بده خیلی سال اول زندگیمون حس زندانی رو داشتم 😢 الان با شوهرم میدیدم دلم پر شد گریه کردم گفتم توام اینجوری بودی اونم فقط گریه کرد😭😭
یعنی چی؟ فرار میکردی؟ یعنی چه طوری بودی؟ میشه بیشتر توضیح بدی؟ یعنی با صبوری همه چی درست میشه؟
وقتی کوچیکترین اختلافی پیش میومد من جیغ میزدم نیا جلو و فرار میکردم تو حموم درو میبستم همش گریه میکرد بخدا کاریت ندارم اما من فکر میکردم میخواد منو بکشه حتی تو بغلش میلرزیدم خیلی بد بود
وقتی کوچیکترین اختلافی پیش میومد من جیغ میزدم نیا جلو و فرار میکردم تو حموم درو می ...
چطوری تونستی تحمل کنی؟ چه نیرویی بود که کمکت کرد؟ ببخشید میپرسم مگه دست روت بلند کرده بود که میترسیدی؟
میشه دعا کنید واسه مامان بابا شدن منو عشقم مامانی بارها خوابتو دیدم، نکنه قهری که تو بیداری نمیای پیشم😢 ۷ سال انتظار بس نیست؟ مامان جان این انتظار پیرم کرد، حتی یواش یواش داره عشق بابایی رو نسبت به من میگیره، مامانی تو که دلت پاکه دعا کن، تو از خدا بخواه که زودتر بیای بغلم