سلام
یه آقای خیلی متشخص از یه خانواده بسیار مرفه و تحصیل کرده و اسم و رسم دار اومدن خواستگاری من
اونم با هزاربار اصرار وخواهش و واسطه...
این آقا وقتی با من صحبت کردن اول شروع کردن خیلی منطقی داشتن پیش میرفتن از من تعریف کردن گفتن این خیلی خوبه که تلاشم رو کردم و به رشته خوب و آینده داری رفتم، میگفتن که این همه تلاش من نشون دهنده سخت گوش بودن و سرسخت بودن منه و این بهشون نشون میده که من خانم پرتلاشی هستم و...
تهش برگشتن گفتن اما من دوست ندارم خانمم اینطور درسشون رو ادامه بدن و ازتون میخوام قبل اینکه قرار مراسم نامزدی و عقد رو بزاریم شما انصراف بدید و به من قول بدین که هیچ وقت سودای ادامه دادن و حتی سر کار رفتن در این رشته رو نداشته باشید
میگفتن اصلاً با سرکار رفتن خانمها مشکل دارند و همیشه قصدشون این بوده که همسرشون فقط تحصیل کرده باشند و سر کار نرن، اما چون رشته من فرسایشیه حتی دوست ندارن من ادامه تحصیل بدم همینطوری یه کار همه چیو ول کنم تازه بهشون تعهد بدم که هیچ وقت فیلم یاد هندستون نمیکنه
زیبا نیست؟ گشتن منی که کاملاً نظر مقابلشون دارمو پیدا کردن انتظار قول و قرار و تعهد هم دارن
شما بودید واکنشتون چی بود؟