روانی شدم نمیدونم چیکار کنم شوهر آبجیم چهار روزه خونمون هست بدون آبجیم کارش تو این شهر گیره میاد میمونه و قرار تا هفته بعد سه شنبه بمونه ماه پیش هم اومد دوهفته موند بخدا راحت نیستم نمیدونم حق دارم معترض بشم یا نه
پانزده روز هم پدر مادرم مهمونم بودن از جای دور میان پدر بزرگ مادر بزرگم اومدن یه روزه رفتن
گاها فکر میکنم آدم بدی هستم که عصبی میشم