خانما من تو یه پاساژ کار میکنم فروشنده ام که یه دختری هست که دوست پسرش تو همین پاساژ ارایشگره و دختره چون مغازه من کنار ارایشگاه دوست پسرشه هرازگاهی میومد لباسارو نگاه میکرد که دوست شدیم دیگه و خیلی صمیمی هستیم و امشب جلوی مغازه دیدمش و حرف میزدیم گفت تو شب میتونی بیرون از خونه بمونی و این حرفا و جون شنبه تولدشه گفت فردا شب میریم مهمونی توام بیا و این حرفا گفت تقریبا همه آخر هفته ها میریم و امشب هم میخواستن برن و گفت نمیایی گفتم امشب نه گفت فردا شب بیا و این حرفا گفتم بهت خبر میدم ببینم چی میشه
از ۱۲ شب تا صبح و بیرون از شهر
دوست پسرش هم هست حتما و نمیدونم تعداد اینا چندنفرن
دوستانه میرن
راستی دوست پسره که ارایشگره پیشش اکسمه
بنظرتون برم؟